♦ Bring Me Back To Life - Nightcore ♦

سه شنبه 17 بهمن 1396 09:17 ب.ظ

نویسنده: :|(
موضوع: ★ Sᴀᴅ ★ ? ★ Nιɢнтcore ★ ? ★ Aɴιмe ★ ?


سلام ^^

با یه نایتکور خیلی باحال اومدم ^^

متن و ترجمه تو ادامه ... 


[]



how can you see into my eyes like open doors

چطوری میتونی چشامو مث در های باز نگاه کنی ؟

leading you down into my core

تورو به اعماق وجودم میبره

where I’ve become so numb

جایی که خیلی بی حس میشم

without a soul my spirit sleeping somewhere cold

در مکانی سرد آرمیده است تو جایی سرد خوابیده

until you find it there and lead it back home

تا زمانی که تو او را در اونجا بیابی و منو ببری خونه 

(Wake me up)

بیدارم کن

Wake me up inside

از درون بیدارم کن

(I can’t wake up)

نمی توانم بیدار شوم

Wake me up inside

از درون بیدارم کن

(Save me)

نجاتم بده

call my name and save me from the dark

اسمم را صدا بزن و ازاین تاریکی نجاتم بده 

(Wake me up)

بیدارم کن

bid my blood to run

خونم را به حرکت وادار کن

(I can’t wake up)

دیگه نمیتونم بیدار بشم

before I come undone

قبل اون که از دست بروم

(Save me)

نجاتم بده

save me from the nothing I’ve become

از هیچ بودنی که مبتلا شده ام رهام کن 

now that I know what I’m without

حالا هست کی فهمیدم بدون تو چی هستم
you can’t just leave me

نمی توانی این شکلی  تّرکم کنی

breathe into me and make me real

از درون نفس بکش و منو تبدیل به واقعیت کن

bring me to life

منو به زندگی باز گردون

(Wake me up)

بیدارم کن

Wake me up inside

از درون بیدارم کن

(I can’t wake up)

نمی توانم بیدار شوم

Wake me up inside

از درون بیدارم کن

(Save me)

نجاتم بده

call my name and save me from the dark

اسمم را صدا بزن و ازاین تاریکی نجاتم بده 

(Wake me up)

بیدارم کن

bid my blood to run

خونم رو به حرکت وادار کن

(I can’t wake up)

دیگه نمیتونم بیدار بشم

before I come undone

قبل اینکه دیر شه

(Save me)

نجاتم بده
save me from the nothing I’ve become

منو از بدبختی و پوچی نجاتم بده

(I’ve been living a lie, there’s nothing inside)

همیشه بایه دروغ زندگی کردم اما اینجا هیچی نیست

Bring me to life

من رو به زندگی برگردون

frozen inside without your touch without your love darling

ساز تو میمرم بدون لمس تو، بدون فقط عشق تو عزیزکم

only you are the life among the dead

فقط هو هستی که زنده هستی تو دنیای مرده ها

all this time I can’t believe I couldn’t see

هیچگاه نمی تونم باور کنم که در تاریکی گرفتار بودم

kept in the dark but you were there in front of me

و نمی تونستم ببینم در حالیکه تو اون جا  برابر من ایستاده بودی

I’ve been sleeping a thousand years it seems

انگار